تبليغاتX
اسیر دل
خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من
خنده را نشان سرمستی ندان

آنکه می خندد غمش بی انتهاست . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 12:32  توسط sara | 

فقط پلی بودم برای عبورت

 

فکر تخریب من نباش !

 

به آخر که رسیدی دست تکان بده ، خودم فرو 

 

 می ریزم ... !!  

نایت اسکین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 7:38  توسط sara | 

پیامبر اعظم صلوات ا... علیه و آله:

هر کس حلول ماه ربیع را به دیگران مژده دهد من بهشت را

به او مژده خواهم داد.

.

.

حلول ماه ربیع بر شما مبارک!

...

..

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 7:31  توسط sara | 

 

امام رضا

من كه این صحن و سرایم را نمایان كرده‌ام

شرحِ دردِ غربتم در سینه پنهان كرده‌ام

از برای خط سرخِ شیعه‌ی بابم علی

عزم رفتن در غریبی خراسان كرده‌ام

لحظه‌ای كه از مدینه آمدم بر سوی طوس

من وداعی دیدنی با نورِ چشمان كرده‌ام

آن دم آمد خاطرم پر می‌زدم من در عطش

یادی از لب‌های خشكِ شاهِ عطشان كرده‌ام

منتظر بودم جوادم تا بیاید از سفر

گریه بر آن زینب زار و پریشان كرده‌ام

در میان حجره‌ و دلخسته و زار و پریش

بهرِ فرزندم، جوادم ختم قرآن كرده‌ام

تا جوادم آمد و او را بغل كردم به آه

یادِ از آن كرب و بلا و آن یتیمان كرده‌ام

مادرم وقتی سرم را روی زانویش نهاد

دردِ دلها نزد آن زهرای نالان كرده‌ام

 

 حسن فطرس

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 8:41  توسط sara | 

امام رضا

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

*******امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو ! به غریبی سوگند

دل کندن از این ضریح مشکل شده است

*******هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

*******

 

سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها، مرثیه خوان واپسین لحظات توانَد.

*******

 

ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم

 تا با زمزمه ملائک همراه شویم.

*********

 

سلام بر سلطان خراسان؛ او که غبار قدمگاهش، سرمه دیدگان ماست.

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

شمع جمع شاپرکهایی رضا

ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی

ای رضا جان، ضامن آهو تویی

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

با نام رضا به سینه ها گل بزنید

، با اشك به بارگاه او پل بزنید،

فرمود كه هر زمان گرفتار شدید

بردامن ما دست توسل بزنید

ساقی امشب راحت جان می دهد

هر چه خواهی از کرم آن میدهد

گردش چرخ فلک بر کام ماست

حاجتت شاه خراسان می دهد

هر کی دلش اسیره سلطان عالمینه

کوی امام هشتم شیش گوشه ی حسینه

گل رنگ و بوی خود را زان بی قرینه دارد

شهر رضا صفای شهر مدینه دارد

بیــــا ای دوست ما را مفتخر کن

 

 

رهت دور است آن را مختصر کن

 

***

 

 پیامبر(ص):«پاره ای از تن من در خراسان دفن خواهد شد، هر مومنی او را زیارت کند خداوند

 عزوجل بهشت را بر او واجب می کند.» شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

*******

« اگاه باشید که مرا به ظلم با زهر خواهند کشت و در سرزمین غربت دفن خواهند کرد.»

شهادت غریب الغربا امام رضا (ع) تسلیت باد

*******

 من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج

شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز

تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

*******

 

السلام علیک یا امام الرئوف!

سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.

امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است.

 

*******زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

*******

 

سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های طوس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای

غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.

*******

 حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم

هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم

منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو

نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم

شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

*******

 

امام رضا(ع):

مؤمن کسی است که چون نیکی کند مسرور می شود

و چون بدی کند، استغفار می کند

 

*******ای پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه ی قبله نما یا رضا

******

 

هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود،

در روزی که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد

********

 

امام رضا علیه السلام فرمودند :

 مؤمن ، مؤمن واقعی نیست ، مگر آن که سه خصلت در اوباشد :

سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش . اما سنت پروردگارش پوشاندن

 راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتاری با مردم است ، اما سنت امامش صبر

 کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 8:18  توسط sara | 

دردودل عاشقانه

 
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 7:30  توسط sara | 

 

امام حسن

سایه ی دستی میان قاب چشمان ترش

چادر خاکی زهرا بالش زیر سرش

رنگ خون پاشیده بر آیینه ی احساس او

لکه های سرخ روی گوشوار مادرش

این دم آخر به یاد میخ در افتاده است

خانه را آتش زند با روضه ی پشت درش

لخته ها را پاک می کرد از لب خشکیده اش

زینب خونین جگر با گوشه های معجرش

برخلاف رسم سرخ کشتگان راه عشق

رفته رفته سبز تر می شد تمام پیکرش

با نظر بر اشک قاسم گفت: وای از کربلا

نامه ای را داد  با گریه به دست همسرش

روضه ی لایوم می خواند غریب اهلبیت

کربلایی ها چه گریانند  در دور و برش؟!

چشم امیدش به قد و قامت عباس بود

ایستاده با ادب ساقی کنار بسترش

وحید قاسمی

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 8:59  توسط sara | 

 

حضرت محمد

السلام علیک یا رحمة للعالمین یا رسول الله

 

«حرا» خاموش و کوچه هاى بنى هاشم، سیه پوش شدند و کائنات، کلبه احزان و آسمان،

اشک ریزان شد. خبر در شهر پیچید: مصطفى، همسایه دیوار به دیوار خدا، فخر خلقت،

 حرمت عالم و نگین خاتم، تا فراسو پر کشید.

 

بدرود اى چکیده قرآن! مدینه، چه کردی رسول خدا را          گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را

 چه بیدادگر بود، این چرخ گردون              که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

 

 رسول خدا صلی الله علیه وآله:

زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دین و عمل به دستورات آن همانند در

دست گرفتن آتش گداخته است . (أمالى طوسى، 2/92)

 

 گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین                          اشک عزا به دیده زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر                      دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

 

ملائک، بر سر و سینه زنان، در اطراف حجره محقر رسول خدا صلى الله علیه و آله طواف

 مى کنند و به فاطمه که غریبانه در گوشه اى اشک مى ریزد، تسلیت مى گویند.

 

***رسول خدا صلی الله علیه وآله:

هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا میباشد.

 (أعیان الشّیعة، 1/305)

             

 سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید             کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها

خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال        بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها 

آه از دل مهربان تو اى رحمة للعالمین که در این واپسین نفس ها مدام زیر لب زمزمه مى کنى:

 امّتى، أمّتى...

آری! همیشه نگران «امت» بودى.

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله:

 

علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد. 

 

 (مجموعة ورّام، ص 264)

 

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در

از بهر قبض روح شریف پیامبر

از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب

بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر

 

زهرا جان! در فراق پدر مى گریى و هنگامه ابرى چشمانت، شهر را بر هم زده است؛

بگذار این به خواب رفتگان بخوابند! تنها تو مى دانى که محمد که بود...

 

 پیغمبری که دید ستم های بی شمار                 از کس نخواست اجر رسالت به روزگار

چون ارتحال یافت خلایق شدند جمع                 تا هدیه ای دهند به زهرای داغدار

بر دوش بار هیزمشان جای دسته گل                    رنگ شرارت از رخشان بود آشکار 

داستان بی‏کسی زهرا علیهاالسلام از جایی شروع شد که تو پلک بر هم نهادی تا شاهد روزگار

 سخت بعد از خود نباشی. از همان لحظه که شهر، صدایت را نشنید. از همان لحظه که

روزگار، نگاه مهربانت را ندید، روزگار رنج و ملال اهل بیت علیهم السلام آغاز شد.

 کجاست آن روزگاران خوش با تو بودن؟ برخیز و دوباره قرآن بخوان!

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله:

بدترین افراد كسى است كه آخرت خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه

 آخرت خود را براى دنیاى دیگرى بفروشد. (من لایحضره الفقیه، 4/353)

 

*****

 السلام علیک یا حسن الزکی عصمة المتقین یا معزّالمومنین

 

امام حسن

 سلام بر  تو ای غریب بقیع!

سلام بر تو که با عصمت و طهارت فاطمى، در خاک غریبانه بقیع آرمیده ای و آفتاب و ماهتاب،

 تنها سنگ مزار تواند و سایبان خستگى هاى تربتت، تنها، بال کبوترانى است که روز و شب بر

 آن خاک بوسه مى زنند!

 حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند                          باید برای قبر تو کاری کنم حسن

 امام حسن مجتبی علیه السلام:

علم و دانش را فرا گیرید، و چنانچه نتوانستید آنرا در حافظه خود نگه دارید، بنویسید و در منازل

 خود قرار دهید. (إحقاق الحقّ، 11/235)

 

اى مبارز بى هیاهوى آل محمد!

مثل ستاره اى سرگردان، گرد مزارت مى گردم. زمین امشب از انبوه تیرها، خون آلود است.

 تو کدامین عهد را روز ازل بسته اى که حتى مزارت، حتى کفنت، آماج ستم ستمگران است؟

 

بی حرم شد که بدانند همه مادری است                   ورنه در زاویه عرش مقام حسن است

 امام حسن مجتبی علیه السلام:

هیچ گروهى با یكدیگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد رسیده اند. (أعیان الشّیعة، 1/577)

 

فرمود: دیده ای که کند گریه بر حسن                  آن دیده کور وارد محشر نمی شود 

تقدیر حسن علیه السلام روزه صبر و سکوت بود و تقدیر حسین علیه السلام افطار فریاد و

 حماسه.

 

امام حسن مجتبی علیه السلام:

حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.

سوال خوب پرسیدن نیمی از علم است.

(كلمة الامام الحسن علیه السلام، ص 129)

 

هر مرد راست محرم دل همسرش، ولى                 غربت ببین که همسر او گشته قاتلش

 

صلح حسن و شهادت حسین، دو خط موازی‌اند؛ دو دایره متقارن تا هندسه چند ضلعی اسلام را

 به اثبات برسانند.

 امام حسن مجتبی علیه السلام:

بردباری زینت شخص،

 وفاى به عهد نشانه جوانمردى،

و شتابزدگى نشانه بى خردى است.

(كلمة الامام الحسن علیه السلام، ص 198)

 تنها جنازه تو شد آماج تیر کین                    یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود

 

زینب علیهاالسلام جامه سوم مصیبت را بر تن مى کند. شام سیاه مدینه جارى شده و جگر پاره

امام بر تشت... .

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 8:46  توسط sara | 

 

حضرت محمد

مدینه، چه کردی رسول خدا را 

گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را

چه بیدادگر بود، این چرخ گردون

که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

دریغا! که روح دعا، رفت در خاک

گرفتند از ما روان دعا را

به سوگ محمّد، بگریید، یاران

که زهرا ببیند، سرشک شما را

بیارید گل بر در بیت زهرا

که هم‌درد باشید، خیرالنسا را

الهی الهی که اهل مدینه

نبینند، تنهایی مرتضا را

الهی نبینم که زهرا به صحرا

دهد آب با اشک خود نخل‌ها را

مبادا که در بیت وحی الهی

بدون طهارت، گذارید پا را

ببوسید، روی حسین و حسن را

تسلّا دهید این دو صاحبْعزا را

خدا را چه شد، آن طبیب دو عالم

که آورد، بر زخم‌ جان‌‌ها، دوا را

نه لب بر گلوی حسینش نهاده

نه بوسیده لعل لب مجتبا را

سلامی نداده است، بر اهل‌بیتش

زیارت نکرده است، بیت‌الولا را

زنان مدینه، چو جان در بر خود

بگیرید، دخت رسول خدا را

حضرت محمد

مبادا مبادا، گذارید تنها

در این روزها، عصمت کبریا را

زنان مدینه، به جان پیمبرi

بگویید اسرار این ماجرا را

چرا شعله از بیت زهرا بلند است

ببینید، آتش زدند آن سرا را

دریغا! دریغا! که در پشت آن در

شکستند، ار کان ارض و سما را

بیایید، در آستان ولایت

که کشتند، ریحانة المصطفا را

خطاکار، آن بود، ای اهل عالم

کز اوّل رها کرد، تیر خطا را

خدا را در بیت توحید و آتش؟

یهودند این جانیان، یا نصارا؟

یهود و نصارا به پیغمبر خود

روا داشت کی این چنین ناروا را؟

کسی کو زند، لطمه بر روی زهرا

به قرآن که کفرش بود آشکارا

نه سهمی، ز قرآن و اسلام دارد

نه دیده است، یک لحظه رنگ حیا را

ندیده است، پیغمبری، جز محمّدi

ز امّت، چنین ظلم و جور و جفا را

شراری، ز بیت‌الولا رفت بالا

که بگرفت در کام خود کربلا را

عدو، آتشی زد به بیت ولایت

که بگرفت، تا حشر، دودش فضا را

زمام سخن را نگهدار «میثم»

که آتش زدی، قلب اهل ولا را

غلامرضا سازگار

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 7:46  توسط sara | 

 

Click here to enlarge

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 12:50  توسط sara |